الشيخ محمد جواد الخراساني

تنبيهات و تذكرات 4

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى)

يا چه مرتبه از وجههء علمى داشته‌اند ، نيست اگرچه اينها هم نيز ضمنا و تطفلا معلوم مىشود ، مقصود اصلى ما آنست كه ايشانرا از خود برانيم و جزو اصحاب خود ندانيم بهر مرتبه كه خواهند باشند ، و بهر كمالى كه ميخواهند براى ايشان بگويند ، از حكمت ، فلسفه ، عشق ، عرفان ، اسرار و غير ذلك ، خلاصه آنكه بحث ما در اطراف اهل عرفان و توصف بحث دينى و مذهبى است ، پس كمالات علمى و غير علمى كه مدعى بزعم خود براى ايشان اثبات مىكند ، مانع از اين بحث نيست و همچنين تكفير و تفسيق علماء ايشانرا از نظر نفى كمالات علمى و غير علمى يا خدمات ملى و فرهنگى نيست تا بحميت مدعى ناساز آيد ، و اين را مستمسك كند و عده‌اى را بحميت آورد كه اين حق‌كشى و بىانصافى است ، و بگويد از انصاف نبايد گذشت كه اهل عرفان و تصوف داراى كمالات علمى بوده‌اند و بالخصوص خدمات ملى بفرهنك و ادب كرده‌اند بلكه اين قسمت نه منظور ردكننده و تكفير و تفسيق‌كننده است و نه جديت در نفى و اثباتش دارند بر فرض كه واجد اين جهات فضيلت باشند مانند دانشمندان ملل مختلفه غير اسلام چه مانعى دارد پس مغالطة و مخالطة و تلبيس نشود . اگرچه ميتوان همين را هم نيز منع نمود ، اما آن را كه كمالات علمى فرض كرديد كمالات علمى واقعى نيست بلكه كمالات علمى خيالى است زيرا كه هر علمى كه از غير دين باشد و بر خلاف دين باشد ، او واقعا علم نيست بلكه تخيل علم است و اگر علم تخيلى هم كمال باشد و كمال علمى فرض شود ، پس هر ملتى همچون گبران و گاوپرستان و بهائيان و غير هم نيز معتقداتى از اصول و فروع موضوعه مجعوله دارند و در نظر ايشان بر مبانى علميه‌اى نهاده شده و آنها را كمالات علمى ميشمارند ،